این اواخر که جدی‌تر به داشتن بچه فکر می‌کردم می‌گفتم جنسیتش برام مهم نیست دیگه. از وقتی یادمه همیشه دلم دختر می خواست. نتیجه بی‌بی چک هم که مثبت شد گفتم فقط سالم باشه جنسیتش مهم نیست. ولی الان غم دنیا تو دلمه. طبق سونوی خانوم خانوما که من بهش صد در صد ایمان دارم نی‌نی من پسره.گریه نمیدونم چرا انقد پیش خودم مطمئن بودم که دختره. سه روزه دارم دنبال اسم میگردم. نمیدونم چرا همش ذهنم طرف اسم دخترونه می‌رفت. حتی اسمش هم انتخاب کردم. حتی یه بار هم به ذهنم نرسید یه اسم پسرونه انتخاب کنم. همش وقتی به خرید فکر می کردم دامنای چین چین کوتاه میومد تو ذهنم و گل سرای رنگی. نه که اصلا" پسر نخوام ولی دوست داشتم بچه اولم دختر باشه تا خیالم راحت باشه که اگه بعدی پسر شد من یه دختر دارم. من دلم یه مونس میخواست. با دخترم بشینم کیک بپزم و خاله بازی کنیم.
برعکس من مایک دوست داشت پسر باشه. میگه مهم نیست ولی یه بار که رفته بودیم عکاسی واسه انتخاب عکسهای عروسیمون عکاسه زنگ زد به پسرش و یه سوالی ازش پرسید. یهو مایک قیافش یه جوری مظلوم شد و برگشت به من گفت دریس من پسر میخوام. اونجا خیلی بهش خندیدم که چقد حسودی تو.
پسر که باشه میدونم همش چسبیده به مایک و باهاش میره بیرون. با هم فوتبال بازی میکنن توی خونه لابد. فک کن. دیشب رفتیم خونه مامان مایک. نیم ساعت هم بیشتر نموندیم ولی کل اون نیم ساعت رو مایک با برادرزادش تو یه وجب جا جلوی ما توپ بازی کردن. سه بار توپ خورد به من. هی گفتیم بسه بسه میخوره به تلویزیون. مگه تمومش میکردن. من اعصاب معصاب ندارم بخدا. دلم خاله بازی میخواد. دلم حرفهای دخترونه میخواد با دخترم.
دوست دارم وقتی پیر شدم پسر داشته باشم. واسه همین همیشه دلم دو تا دختر میخواسته و بچه سوم پسر. الان که یکیش پسر شد. من سر بارداری بعدیمنیشخند باید کلی استرس داشته باشم. گریه
خداییش به من نمیاد مامان یه پسر باشم. اسمشو چی بذارم حالا؟ من اسم پسرونه دوست ندارم.

 خدایا حالا که پسرش کردی لااقل کچلش کن. من نی نی کچل دوست دارم. دوست ندارم وقتی به دنیا میاد یه عالمه مو رو کلش داشته باشه.